مسجد جامع «ابوالفضلی» محله شهیدباهنر به گفته قدیمیها با قدمت حدود ۳۰۰سال عمرش با «قلعه خیابان» برابری میکند. در این مسجد قرآنهایی متعلق به ۲۵۰ سال قبل با چاپ سنگی، کاغذ کاهی و جلدی از پوست آهو وجود دارد.
محله
شهید باهنر
محله شهیدباهنر که در شرقیترین نقطه مشهد قرار دارد، در گذشته محل سکونت کارگران اراضی «خیابان» بوده و به همین دلیل به «قلعهخیابان» مشهور بوده است. اراضی خیابان، زمینهای زراعی است که شاه عباس بعد از احداث خیابان مشهد، بيرون از دروازه شهر خريد، تا با آن زراعت و حاصلش صرف طعام رايگان زوّار حرم حضرت رضا (ع) شود.
شهرک شهیدباهنر در گذشته، روستایی در کنار شهر مشهد بود، اما از سال ۱۳۹۰ به محدوده شهری پیوست. با توسعه شهرنشینی، این محله در حال حاضر به سکونتگاهی غیررسمی و ارزانقیمت برای مهاجران تبدیل شد.
حاج نوروز خیابانی پدر شهیدکاظم خیابانی میگوید: کاظم ۱۸ سال بیشتر نداشت که ساکش را برداشت و راهی جبهه شد. همیشه میگفت: پدر، با سرنوشت من بازی نکنید، اجازه دهید به جبهه بروم و خودم سرنوشتم را رقم بزنم.
عباس یزدپور، آتشنشان کوهنورد بعداز دو سالونیم تمرین توانسته است طرح ملی «سیمرغ کوههای ایران» را کامل کند؛ پروژهای دشوار که صعود به ۳۱قله مرتفع ایران را در خود دارد. او میگوید هر قله برایش یادآور یکی از مأموریتهای آتشنشانی است.
یکی از خاطراتی که محمدآقا فراموش نمیکند، برمیگردد به ششسال پیش؛ روزی که موقع خدمت، روی زمین چکی پیدا کرد به مبلغ ۸ میلیونتومان، رقمی که آن روزها پول کمی نبود. محمد بعدتر فهمید او کاسب شناختهشده خیابان هفدهشهریور است.
فرق این نانوایی با بقیه نانواییها همین است؛ اینکه پشت تنور گرم نانوایی خیابان ظفری یک خانواده حضور دارند، شریک و همدل هم هستند و هرروز، صبحشان را با هم و پای تنور آغاز میکنند.
حمید مروی سابقه عضویت در تیم سیاه جامگان دارد. او کسی که از زمینهای خاکی و توپ پلاستکی پای به عرصه ورزش گذاشت و پدرش برای تشویق او کفش میخدار گرفت. کفشی که میان همبازیهای حمید مروی به «آدیداس گلشهری» معروف شد.
همسایههای کوچه شهیددرکی۳۶ حالا بیش از نیمقرن است که کنار هم بهخوبی و خوشی زندگی میکنند. آنها هرروز احوال هم را میپرسند و مثل یک خانواده از جزئیات زندگی یکدیگر باخبرند.
اسدالله شاهسونی، جوان دلیری بود که روز شهادتش، در حالیکه پاتک خورده بودند، به همرزمانش گفته بود تا او دشمن را سرگرم میکند، همگی سنگر را رها کنند.
علی حاتمی میگوید که هیچوقت فکر نمیکرده درس طلبگی، روزی او را به دنیای سنگها برساند، اما همان بار اول، در یک جلسه آموزشی، وقتی نخستین سنگ را به دست گرفته، چیزی در دلش تکان خورده؛ حالا این علاقه، تبدیل به بخشی از زندگی اش شده است.
محمدرضا دارابی و همسرش، زوج کارآفرین شهرک شهیدباهنر، با ایدههای خلاقانه به سراغ ایجاد شغلهای جدید رفتهاند و با این روش برای ۲۳۰ نفر در مشهد کارآفرینی کردهاند.
مرکز یاددهی و یادگیری شهرک شهیدباهنر علاوه بر سوادآموزی زنان و مردان در میانسالی، زمینه مهارتآموزی آنها را فراهم کرده است.
ابوالفضل جهانی با وجود کسب رتبه دوم کنکور فنی و حرفهای کشور در رشته حسابداری وقت و دغدغهاش را برای بهبود اوضاع فرهنگی شهر گذاشته است.
قهرمان پاورلیفتینگ محله شهید باهنر، بعد از فوت برادرش بر اثر تصادف، تمام تلاشش را کرد تا آرزوی او برای موفقیت خودش را محقق کند.
خاطرات عباس رمضانی از کودکی با کوچهپسکوچههای شهرک شهیدباهنر گرهخورده است. طبق گفته او آن روزها اینجا پر از زمینهای کشاورزی بود و خیابان شهیددرکی فعلی نیز تنها پنجاه خانوار داشت.
جمشید منصوریان نخستین شهردار مشهد بعد از انقلاب اسلامی بوده که نقش مهمی در عبور از بحرانهای شهر داشته است. ایشان همچنین مجری طرح ساختمانهای ششصد دستگاه بودند. پیشنهاد میکنم با ایشون گفتگو کنید.
اعظم خانم میگوید: اگر یک روز به مسجد نیایم، بیمار میشوم. حتی با دستشکسته اینجا کار کردهام. ماه رمضان پارسال همینجا در آشپزخانه مسجد سُر خوردم و افتادم و دستم شکست. با همان وضعیت، هر شب در آشپزخانه آشپزی میکردم.
محله شهرک شهیدباهنر که به قلعه خیابان معروف است، با شکل مغازهها و ویترینهای رنگووارنگ پارچهها، شما را یاد فیلمهای هندی میاندازد.
حجتالاسلام سیدمحمدکمال صداقت، با راهاندازی گروه جهادی ثقلین، آدمهای توانمند مختلفی را برای خدمت به مناطق محروم دور هم جمع کرده است.
عظمت نجاتی خواننده گروه «ساریکا» دستی هم در دوتارنوازی دارد، اما تکخوان گروه محسوب میشود و صدای جادوییاش هر شنوندهای را مسحور میکند. دو پسر کوچکش هم کنار پدر آواز میخوانند.